و از کلیه افراد و مسئولین و روانشناسان که بتوانند به نظرات و دیدگاههای کاربران پاسخ دهند نهایت تشکر و قدردانی را دارم.
و درضمن کاربران محترم توجه نمایند نظرات خودرا با ادبیات مطلوب ارائه نمایند و از بکار بردن الفاظ زشت و قبیح و حرمت شکنی به کلیه افراد جامعه و حتی مزاحمین خیابانی خودداری نمایند چرا که هدف ما از ایجاد این وبلاگ یافتن راهکارخوبه برخورد با این قبیل افراد و همچنین تسکین و آرامش روحی افراد آسیب دیده میباشد.







در این روزها شاهد درصدبالایی از مزاحمتها چه بصورت کلامی و چه بصورت فیزیکی در جامعه مان هستیم ودر کنار اینها نگاههای سنگین و مغرضانه ی نه تنها جنس های مخالف بلکه بعضا" جنس های موافق و مردان یا پسران هم دیده میشود که گاهی اوقات منجر به نزاع های دسته جمعی هم میگردد ونیز طعنه زنی ها و یا متلک پرانی های آنان را هم باید به موضوع اضافه نمود و چیزی که در کنار آن موارد و سادیسم و دگر آزاری دیگران هم میتوان گفت ایجاد صداهای ناهنجار ی هست که بعضا" از اتومبیل ها ویا از جلو برخی مغازه ها به گوش هر رهگذری میرسد
که انسان با مشاهده این موارد واقعا" شرم میکندوشرم از اینکه آنان چرا شرم نمی کنند ولذا به عقیده و نظر شخصی من چیزی در نهان هست که لاینحل مانده ، و چیزی در جامعه هست که برخی از مردم نیاز به آموزش دارند ولذا برای از بین بردن این گونه موارد و یا کم کردن آن چکار باید کرد؟ ووظیفه مردم و مسئولان چیست؟ و آموزش و پرورش چه نقشی باید در این مورد ایفاء کند؟ لذا خواهشمندم در این مورد با نظرات خود مردم را یاری فرمایید تا برخی از استرس های موجود در بین مردم از بین برود. متشکرم
در این روز ها اگر دختر جوان باشید یا مسن و در هر سن وشکلی باشید هیچ فرقی نمی کند.کنار خیابان در انتظار تاکسی ایستاده اید و در این فاصله چندین ماشین با مدل های مختلف جلوی پای شما ترمز می کنند.این افراد نه تاکسی هستند و نه مسافرکش بلکه افرادی هستند که به خود جسارت داده و درباره یک زن به عنوان سوژه جنسی قضاوت می کند. در واقع صرف نظر از ظاهر یک زن ،تحصیلات،پایگاه اجتماعی و یا حتی وضعییت تاهل او این افراد به ایجاد مزاحمت مشغولند و متاسفانه مزاحمت برای بانوان تبدیل به یک بیماری همه گیر اجتماعی شده است.
این مزاحمت ها از طرف طبقه یا صرفا قشر خاصی نیست. در واقع مزاحمان خیابانی گروه ناهمگون و متفاوتی هستند. نوجوان ،جوان،میانسال و حتی امروزه سالخورده ها و عموما در هر شغل و طبقه اجتماعی مزاحمت ایجاد می کنند. بیشترین مزاحمت ها عبارتند از :بوق زدن اتومبیل ها و اصرار به سوار شدن ،تنه زدن عمدی به زنان ،متلک گفتن،خطاب قرار دادن به الفاظ رکیک،ویراژدادن ،حرکات نمایشی موتورسواران و تعقیب زنان توسط مردان در اماکن خلوت.
این مزاحمت ها به عنوان یک نا هنجاری اجتماعی و کجروی محسوب می شود . آسیب یا کجروی اجتماعی به هر نوع عمل فردی یا جمعی اطلاق می شود که در چارچوب اصول اخلاقی و قواعد عمل جمعی عام یا غیر رسمی جامعه محل فعالیت کنشگران قرار نمی گیرد و در نتیجه با منع قانونی و یا قبح اخلاقی و اجتماعی روبرو می گردد. در قانون مجازات اسلامی (ماده 619)داریم که هر کس در اماکن عمومی یا معابر متعرض زنان شود یا با الفاظ و حرکات مختلف شئون حیثیت به آنان توهین نماید به حبس از دو تا شش ماه و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد و این جزای عمل قبیح است.
در خیابان راه می روم با لباسی که جلف نیست و بدون کوچکترین آرایش با رفتاری سنگین بدون خودنمایی از کنار آقایی رد می شوم چشمش 180 درجه می چرخد تا جایکه لوچ می شود و از کنارم می گذرد متلکی می گوید و می رود . جلوتر می روم ناگهان درد شدیدی در پهلوم احساس می کنم وقتی به خودم می آیم آقایی از کنارم گذشته و خودش را با یک تنه تخلیه می کند.
به یک فروشگاه می روم تا داخل فروشگاه می شوم یک جفت چشم درنده به طرفم خیره می شود،روز بعد با دوستم برای خرید کتاب به خیابانی می روم سرگرم جستجوی کتاب هستم نا گهان احساس کردم سایه سنگینی دائما به دنبالم هست وقتی پشت سرم را نگاه کردم دیدم آقایی که هم سن وسال پدرم است البته شاید چند سالی هم بزرگتر به دنبالم هر جا می روم می آید و تعقیبم می کند و بسیار قبیح می گوید:افتخار نمی دین.
فردای دیگر با دوستم می روم ،پسری کم سن و سال از کنارم می گذرد و وقیح ترین جمله ای را از دهانش خطاب به من خارج می کند.
این ها ساده ترین ها هستند در مقابل تجاوز،آدم ربایی و ضرب و شتم و........
نمی دانم کجای این سرزمین می توان از دست این نامردها راحت و در آسایش بود.
آیا هنوز در بین آقایان جوانمردی وجود دارد که در برخورد با یک خانم با احترام رفتار کند؟؟!!!!! به چه کسی اعتراض کنم ؟ فایده ای دارد؟ ؟؟؟!!!!!!!!!!!!
(نکنه تو فکرتون برادران نیروی انتظامی باشه که کاری از دست این برادران ساخته نیست چون ممکنه اگر خبرشون کنیم یا با تاخیر بیان یا ممکنه بیان ولی تماشا کننآسیب شناسی مزاحمت های خیابانی
آسیب شناسی مزاحمت های خیابانی
مقاله . امید حقگو ، اصلاح ۱۷۱ ، دوشنبه ۱۴/۲/۱۳۸۸ ، سال چهارم .
مزاحمت خیابانی ، یک پدیده بسیار زشت است که در زمان ما به امری رایج تبدیل گشته و امنیت اجتماعی را تحت تاثیر منفی قرار می دهد . این مسئله ، اکنون به یکی از دغدغه های کارشناسان مسایل اجتماعی مبدل شده است .
تعریف
مزاحمت خیابانی ، یعنی : ورود غیرقانونی و غیر شرعی به حریم خصوصی افراد دیگر . عمل یاد شده ، می تواند به صورت پیشنهاد آزار دهنده ، نگاه آلوده ، حرف نابجا یا هر نوع نشانه های کلامی و غیرکلامی گناه آلود ، صورت گیرد .
عوامل زمینه ساز
آمارها و بررسی نشان می دهد که عوامل زیر زمینه ساز مزاحمت خیابانی می باشند :
۱ ــ استفاده زنان و دختران جوان از لباس های نامناسب ، آرایش های غلیظ و غیرمتعارف و حضور بی باکانه و ماجراجویانه در جامعه .
۲ ــ تلویزیون ، شبکه های ماهواره ای ، اینترنت ، تصاویر غیراخلاقی در موبایل ها و سی دی ها و…
۳ ــ سهل انگاری والدین در تربیت صحیح و ارزشی فرزندان .
۴ ــ عدم پای بندی خانواده ها به اعتقادات دینی .
۵ ــ عدم حضور والدین در خانه به سبب اشتغالات زیاد آنان در محیط کار یا سرگرمی های مورد علاقه خود .
۶ ــ عدم توجه به حالات روحی و روانی فرزندان در سنین مختلف .
۷ ــ کمبودهای عاطفی .
۸ ــ اختلالات رفتاری .
۹ ــ فقر و بیکاری جوانان نیازمند ازدواج .
۱۰ ــ افزایش سن ازدواج و بالا رفتن توقعات بیهوده خانواده ها از طرف داماد ، که موجب روی آوردن مردان جوان به برقراری روابط خیابانی و دوری از تشکیل زندگی مشترک ، می گردد .
پیامدهای منفی مزاحمت های خیابانی
۱ ــ سلب آسایش خانواده ها بخصوص زنان و دختران .
۲ ــ محدود شدن میزان آزادی های مشروع و قانونی .
۳ ــ افزایش رفتارهای پرخاشگرانه .
۴ ــ افسردگی روحی و روانی .
۵ ــ کاهش مشارکت اجتماعی زنان در عرصه فعالیت های اجتماعی .
۶ ــ افزایش ضریب احساس ناامنی در جامعه .
۷ ــ نزاع و درگیری و نیز ارتکاب قتل در برخی موارد .
قانون مجازات اسلامی
قانون مجازات اسلامی ، در این باره کیفرهایی را معین کرده است :
ماده ۶۱۹ ــ هر کس در اماکن عمومی یا معابر متعرض زنان شود یا با الفاظ و حرکات مخالف شئون حیثیت به آنان توهین نماید به حبس از ۲ تا ۶ ماه و تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهد شد .
ماده ۴۰ قانون بدحجابی ــ کسانی که در انظار عمومی وضع پوشیدن لباس و آرایش آنان خلاف شرع و موجب فساد و هتک عفت عمومی باشند توقیف و خارج از نوبت در دادگاه صالح محاکمه و حسب مورد مجازات می گردند . زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر می شوند به حبس از یک تا دو ماه و از پنجاه هزار ریال تا پانصد هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد .
وظایف پیشگرانه خانواده ها
۱ ــ توجه والدین به رعایت اصول اخلاقی و پوشش اسلامی .
۲ ــ رعایت حریم پاکدامنی و حجاب .
۳ ــ محبت کردن صادقانه و درست به فرزندان تا در دام محبت های دروغین فریبکاران و افراد ناباب گرفتار نشوند .
۴ ــ آموزش رعایت حجاب در داخل خانواده و مراعات اصول شرعی در برابر اعضای خانه و فامیلین نزدیک و دور .
وظایف حفاظتی زنان و دختران جوان
۱ ــ پرهیز از همراهی با دوستانی که از لباس و آرایش های نامناسب و جلب کننده مزاحمین ، استفاده می نمایند .
۲ ــ رعایت حجاب اسلامی ، پوشیدن لباس های ساده و بی پیرایه و خودداری از هرگونه آرایشی که موجب جلب نگاه دیگران می شود .
۳ ــ نرفتن به مکان هایی که محل حضور و تردد اشخاص مزاحم است .
۴ ــ سوار نشدن در ماشین های مسافر کش شخصی و استفاده از وسایل نقلیه عمومی و تاکسی تلفنی بانوان .
۵ ــ تنها نبودن هنگام تردد در مناطق خلوت در روز یا عدم عبور از مکان های تاریک و کم رفت و آمد در شب .
۶ ــ گرم نگرفتن در صحبت و برخورد با اشخاص نامحرم ، تا موجبات دلگرمی طرف مقابل برای مزاحمت های بعدی فراهم نشود . اماکن و محل های مزاحمت ها
اگر تا دیروز اینگونه مزاحمتها صرفا به خیابانهای خلوت و گذرهای بیرهگذر و ساعات خاصی از روز و نهایتا به پیاده روها و مراکزخریدی که مرکز تردد بانوان بود محدود میشد، این روزها مراکز فرهنگی، کتابخانهها، ادارات، بیمارستانها، شرکتهای خصوصی و… نیز شاهد اشکال تازهای از این مزاحمتها هستند
دیگر لازم نیست کسی به خودش زحمت بدهد و ماشینش را سوار شود و در ساعات خاصی از روز، آن هم با این گرانی بنزین و سهمیه بندی و غیره و ذلک کلی وقت و انرژی صرف کند و پس از ساعتها پرسه زدن در خیابانها سوژه مورد نظر را شکار کرده و از طریق مزاحمتهای خیابانی به روح بیمارش سر و سامان دهد. کافیست مزاحم مورد نظر حداقل به یکی دوتا از اتاقهای محل کارش سرک کشیده باشد و از حضور بانوان همکار آگاهی پیدا کند. آنوقت است که شکل تازه تری از مزاحمت شکل میگیرد.
از تهدید شدن از سوی مزاحمی که گاهاً مافوق هم محسوب میشود و یا ترس از دست دادن شغل که بگذریم معمولاً حیا و ترس از بیآبرویی و متهم شدن برای زنان مانع از گزارش آزار و اذیتها و مزاحمتهای محل کار میشود
اغلب مزاحمهای خیابانی آدمهایی هستند که مقولهای چون آبرو برایشان مهم نیست. آدمهایی کهشان و جایگاه خانوادگی و حتی اجتماعی بالایی ندارند که از به خطر افتادنش ترسی داشته باشند. لذا اگر یک وقتی در این میان پلیس طرح امنیت اجتماعی هم سر و کلهاش پیدا شود و یا مثلا آشنایی هم آنها را ببیند چندان مهم به نظر نمیرسد. اما در مزاحمتهای محیط کار مساله فرق میکند. بعبارت عامیانهتر این نوع مزاحمت قدری با کلاس تر است. اصلش خیلی وقتها مزاحمتهای محیط کار مال آدمهای دون مایه و بیآبرو نیست. محیط کار معمولا آنقدر امن هست که حتی فرد مزاحمی هم که مقولهای بنام آبرو و حرمت و جایگاه اجتماعی و شغلی برایش مهم است به راحتی از این راه تازه برای ایجاد مزاحمت استفاده کند بدون اینکه ترسی از بیآبرویی و یا مطلع شدن دیگران داشته باشد.
این نوع مزاحمت مقولهای است که معمولاً قربانیان آن کمترین نقش را در بروز آن دارند. اگرچه شکل تکامل یافته اینگونه مزاحمتها در محیط کار، همان آزار جنسی است اما هرگونه رفتاری که از سوی جنس مخالف امنیت روانی زنان را در محل کار تهدید کند و باعث ایجاد احساس ناامنی گردد مزاحمت محسوب میشود. مزاحمتهای محیط کار را میتوان به مزاحمتهای کلامی و مزاحمتهای غیرکلامی (چشم چرانی، نگاههای معنا دار و…) و آزارهای فیزیکی و در معدود مواردی تقاضا برای رابطه جنسی تقسیم بندی کرد.
این نوع مزاحمت مقولهای است که معمولاً قربانیان آن کمترین نقش را در بروز آن دارند. اگرچه شکل تکامل یافته اینگونه مزاحمتها در محیط کار، همان آزار جنسی است اما هرگونه رفتاری که از سوی جنس مخالف امنیت روانی زنان را در محل کار تهدید کند و باعث ایجاد احساس ناامنی گردد مزاحمت محسوب میشود.
عکسالعمل اکثر زنان در مواجهه با این مزاحمتهای جنسی در محیط کار در بیشتر موارد شیوههایی مثل سکوت، انزوا، کناره گیری از کار و فاصله گرفتن از فرد مهاجم، بی محلی و رفتار سرد با وی و در نهایت خود سرزنشی است و در مواردی که پیشنهاد رابطه جنسی به ایشان داده میشود، تظاهر به عدم درک موضوع میکند.
تحقیقات نشان میدهد که متأسفانه اغلب مزاحمین محیط کار را مردان متأهل با پایگاه اجتماعی و اقتصادی بالا تشکیل میدهند ، و جی تأسف بیشتر از این که در اغلب اوقات آمار واضح و دقیقی از مزاحمتهای محیط کار برای زنان بدست نمیآید. دلیل اصلی این امر را میتوان در موارد مختلفی جستجو کرد. از تهدید شدن از سوی مزاحمی که گاهاً مافوق هم محسوب میشود و یا ترس از دست دادن شغل که بگذریم معمولاً حیا و ترس از بیآبرویی و متهم شدن برای زنان مانع از گزارش آزار و اذیتها و مزاحمتهای محل کار میشود.
در تحلیل این مسئله میتوان گفت اینگونه اظهارات در حالتی که مرد حس برتری نسبت به زن دارد، بیان میشود. به عبارتی چنین افرادی خود را در موقعیت برتری ( چه از لحاظ شغلی و چه روانی ) میبینند که این موقعیت برتر به ایشان اجازه میدهد در مورد خصوصیات فیزیکی زن قضاوت کند.
زنانی که در محیط کار خود دچار مزاحمت جنسی میشوند در وضعیت پارادوکسیکالی قرار میگیرند: از طرفی وضعیت نابسامان اقتصادی نظیر فقر، تورم، نابرابری اقتصادی و عدم اشتغال برای زنان ایشان را به ماندن ترغیب میکند و از طرفی این زنان غالبأ قادر به تمرکز بر روی کار خود نیستند و در این حالت کاهش بهرهوری این زنان را بیشتر در موقعیت اخراج از کار قرار میدهد که نتیجه مضاعف آن، فقر و وابستگی و آسیب پذیری بیشتر برای ایشان است.
از سوی دیگر، در بازگویی رفتارهای آزار دهنده مردان در محفلهای زنانه یکی از صحبتهایی که به کرات شنیده میشود این است که ” اگر زن از عمل مردی منزجر شود، حتماً عکسالعمل نشان میدهد و سکوت نشانه رضایت است حتمأ طرف خودش هم به این کار راضی بوده” و کمتر به این قضیه توجه میشود که در یک نظام مردسالار سکوت زنان نیز نشان از سرکوب آنان است. لذا شاید بدین جهت است که کمتر دیده یا شنیده شده که زنانی که دچار آزارهای جنسی در محیط کار میشوند به مراجع قضایی مراجعه کنند.
فقدان تعادل قدرت میان مجرم و قربانی، نگرش مردسالار جامعه، فقدان نظارت بر بعضی از بخشهای کاری نظیر بخش خصوصی، مقصر دانستن زنان شاغل، از علل عمده ایست که منجر به مزاحمت و آزار زنان در محیط کار میشود. دور از انصاف است که مواردی نظیر نوع پوشش و آرایش و همچنین نوع رفتار زنان را در ایجاد این گونه مزاحمتها را نادیده بگیریم.
متأسفانه در کشور ما برای برخورد با مزاحمت در محیط کار نقص قانونی وجود دارد اما به نظرم بودن قانون هم به همان دلایلی که اصلیترینش حیای زنانه و ترس از بیآبرویی و متهم شدن است چندان این مشکل را حل نمیکند. هرچند نمیتوان برخورد نامناسب از سوی مجریان قانون در مورد زنانی که آبرویشان را کف دستشان گرفته و با جرئت زیاد مزاحمتهای محیط کار را گزارش دادهاند نادیده گرفت. شاید اگر مجریان قانون در موارد گزارش شده بیطرفانه و بدون در نظر گرفتنشان و جایگاه اجتماعی مجرم، به مجازات وی میپرداختند مسئله قدری متفاوت بود.
خوش تیپی و دردسرهای آن
امروزا اگه زشت باشی خیلی در آسایش و آرامشی، چراکه گوشت حرف های مزخرف و بیهوده را نخواهد شنید و دیگر شاهد نگاههای مغرضانه نخواهی بود. آیا تا بحال دیدید یا شنیدید که به یک خانم یا دختر زشت سیما، متلک پرانی کنند ویا ساعاتی رو صرف مزاحمت و به دنبال رفتن او نمایند؟ ولی اگه قیافه ات خوشگل باشه چی؟ اولین قدمی که از خونه میزاری بیرون نگاهها و عکس العمل ها شروع میشه از پسر یا مرد همسایه شروع میشه به راننده تاکسی و درست کردن آینه میرسه وبعد به مسافر ومردی که کنارت نشسته میرسه بعدش موقع پیاده شدن از تاکسی یا اتوبوس، نوبت به مغازه دار ها با اون نگاهاشون میرسه و در کنار آن نوبت به برخی جوانان عبوری میرسه که به نگاه کردن هم اکتفا نمیکنن وممکن هست از نظر فیزیکی هم مزاحم شوند ویا بصورت کلامی و الفاظ زشت، و با این اعصابه خیابونا نوبت به همکاران مرد میرسه که با نگاههای مغرضانه اعصابت رو خراب میکنن و برخی موارد و کارهای جزئی رو بهانه میکنند و به اتاقت میان تا با هات صحبتی کرده باشن و حداقل از آن صحبت ها لذتی کرده باشن و اگر کمی خودت رو جم و جور نکرده باشی و کمی از موهات بیرون باشه و یا مانتو ات کمی تنگ باشه که در این صورت که مصونیتی نخواهی داشت و اگر خنده ای هم بصورتشون بکنی که کارت سخت میشه و حتی ممکنه پیشنهادات دیگری بهت بدن ولی اگر با حجاب باشی و بصورتشون نخندی درسته که در مصونیت کلامی خواهی بود و جرءات برخی امور را نخواهند داشت ولی حداقل کاری که خواهند کرد زوم کردن و حرف زدن به بهانه های مختلف و یا پیشنهاد ارتباط خانوادگی رو خواهند داد.
باید بگوییم که اینها هم در مصونیت کامل نیستن چرا که کمتر دیده میشود یک فرد زشت چهره به فردی زشت چهره زوم کرده و مغرضانه بهش نگاه کند. ولی با ازدیاد ماهواره در جوامع و نقص برخی قوانین و نقص آموزش چه آموزش و تربیت خانواده ها و چه آموزش جامعه و همچنین برخی محدودیت ها منجر شده، که شاهد برخی نا ملایمتها در بین افراد و جنس های موافق مردان باشیم و نمونه بارز آن در جامعه شاهدتجاوزات و آزار به نوجوانان اشاره شده در روزنامه ها و جرائد میباشیم. و یا ازدیاد نزاعهای دسته جمعی در بین جوانان- طعنه زنی ها- متلک پرانی ها و نگاههای پر معنا-همه و همه نشانگر عدم مصونیت افراد خوب چهره در جامعه هست آیا این افراد بروند زیر تیغ جراحی و چهره خودشان را دیو سیما نمایند؟ آیا گناهی مرتکب شده اند که خوب چهره شده اند؟ آیا خوب چهره بودن دست خودشون بود؟ خوب به نظر شما اینها چه راهکاری را دارند که در مصونیت بسر ببرند و در آسایش و بدور از استرس ها زندگی کنند؟ آیا این خوب چهرگان چه خانم و چه آقا در جامعه حق حیات بدون استرس را ندارند؟ خوب چاره کار چیست؟ به نظر بنده را هکار آسان هست. اینهاپدر و مادری قدرتمند بنام دولت دارند که باید قوانینی وضع نماید که این قشر از افراد در آسایش و بدون دغدغه روحی زندگی نمایند دولت سرپرست قدرتمند اینهاست وکسی جزء دولت نمیتواند مشکلات آنان را برطرف نماید.و مسئولین زحمت کش ما بایستی با کم کردن معضل بیکاری - حمایت از ازدواج ها- رفع برخی محدودیت ها- و وضع قوانین سخت برای حتی مسائل جزئی مزاحمت ها -که از دلایل عمده بزهکاریها و ناهنجاریهای اجتماعی است با استفاده از نظرات جامعه شناسان و روانشناسان داخلی و خارجی ، نسبت به رفع این معضل اجتماعی اقدام نماید . به امید آن روز
خوب است این مطلب رو هم بنویسم و به اطلاع شما برسونم که شما خوانندگان گرامی به برخی ازواقعیات و مشکلات جوانان واقف گردید.
یادم هست در یکی از سایت های پزشکی به سوالات کاربران نگاه میکردم که یه سوالی توجه منو به خودش جلب کرد و آن این سوال بود: که یک فردی نوشته بود من برادری دارم که آنقدر حساس شده که حتی وقتی که در داخل خونه هست و فردی در بیرون و در کوچه بوق ماشینشو میزنه ایشون ناراحت میشن و فکر میکنند که برای اون میزنن و داداش بنده تغییر رنگ چهره میده و پرخاش میکنه.
خوب به نظر شما علت چیه؟؟ ایشون از اول مشکل روانی داشتند و دارند؟ و یا برخی حوادث بوجود آمده باعث شده اند به بوق ماشین همسایه هم شرطی بشه؟ به نظر بنده چند مورد ناهنجاری اجتماعی برای این فرد در بیرون اتفاق افتاده که منجر شده که ایشان به بوق همسایه یا ماشین عبوری هم شرطی بشه . به امید رفع کلیه مشکلات جوانان
بنده از اون افرادی بودم که خارج رو ندیده بودم و خیلی حال و هوای رفتن به خارج مغزم را مغشوش میکرد چون فکر میکردم خیابونای کشورهای خارج با خیابونای ایران فرق دارن . هرچند خودم میدونستم که این فکر امکان پذیر نیست و خیابونا و آدما ی جهان کلا" یکی هستن و تفاوت چندانی با هم ندارن ولی از بس که شیفته و عشق رفتن به خارج مغزم رو ناراحت میکرد این افکار به سراغم میومد . ولی بهر حال پاسپورتو گرفتم و بعد از مقدمه چینی های زیاد با خانواده ام و با چند نفر از فامیل های درجه یک مراحل کاپتاژ ماشین رو انجام دادیم ( که هزینه اش در این سال یعنی 91چیزی در حدود 280هزار تومان بابیمه آن)بوده.صبح زود بلند شدیم و اسباب و لوازم سفر رو به ماشین زدیم و عازم بازرگان شدیم وچون در ترکیه قیمت بنزین خیلی گرونه در بازرگان هم باک ماشین را سر ریز کردیم که در ترکیه بنزین نزنیم از درب گمرک وارد شدیم . اینم برای راهنمایی بگم که افرادی که مثل من برای اولین بار عزم سفر خارج دارن بدونن که با اسناد کاپتاژ هم میتونن ارز تهیه کنند عوض اینکه ارز آزاد بخرن میتونن از بانک ملی یا صادرات ارز دولتی تهیه نمایند سپس مسافرت نمایند. بهر حال وارد گمرک شدیم و بعد از گذشتن از چند فیلتر و بازرسی لوازم ماشین و واریز خروجی که مبلغ آن در این سال (91) 13 هزارتومن بود وارد قسمت دیگر گمرک که مربوط به کشور ترکیه بود شدیم در آنجا هم بازدید از خودرو انجام گرفت ولی مثل ایران سفت و سخت نگرفتن.لازم به توضیح هست تازه کارا بدونن که بایستی پاسپورتت در هنگام خروج مهر نیروی انتظامی بخوره و موقع برگشتن هم بایستی مهر ورود بخوره پس دو مهر رو پاسپورتت موقع برگشتن باشه ( نگید نگفتم ها) خوب بهر حال از مرز ترکیه هم خارج شدیم از مرز تا ارزروم حدود 280 کیلومتره واقعیات از جاده های ترکیه بگم .
جاده های ترکیه تا ارزروم عریض و چهار بانده میباشد ولی این اشکال رو داره که پر از چاله های مرتفع هستش که هیچگونه تعمیر و لکه گیری نشده است و تاکید میکنم با حداقل سرعت برانید . مخصوصا اگر سرنشین زیاد دارید . چون اون چاله هایی که جلوتون سبز خواهند شد بقدری گودی و ارتفاعشون زیاده که اگه سرنشین هم زیاد داشته باشید و با سرعت به داخلشون بیفتید..... خودتون قضاوت کنین چی خواهد شد . ضمنا در اون جاده ها رفت و آمد هم کمه ، پس احتمال کمک و امداد رسانی هم کم خواهد بود.
بهر حال سرتون رو درد نیارم از 280 کیلومتر 200 کیلومترش چاله داره و فقط 80 کیلومترش که نزدیک ارزرومه سالم در نظر بگیرید.
در بین راه از این شهرها ، البته از کمر بندی های این شهرها عبور خواهید کرد. اولین شهر که خیلی نزدیک به مرزه دوبایزید میباشد بعدش ایدر میباشد که از دوبایزید بزرگتره بعدش هم از شهرهای آقری و حراسان هم عبور خواهید کرد .
اینم بگم افرادی که در ایام بهار و نوروز قصد سفر به این شهرها رو دارن حتما لباس گرم همراه داشته باشن.
ارزروم
بعد از حدود سه ساعت به ارزروم رسیدیم و دنبال هتل بودیم و بالاخره یک هتلی رو پیدا کردیم که 55 لیره از ما خواست و لوازم سفر رو برداشتیم و وارد هتل شدیم و بعد از یکی دو ساعت استراحت در هتل عزم کردیم که در شهر بگردیم . در هر فروشگاهی که وارد میشدیم صدای سی دی های شاد به گوش میخورد.در سطح شهر هم خانما و دخترایی بودن که یا حجاب کامل و بدون آرایش داشتن و یا برخی ها هم بودن که بدون روسری بودن ، ولی میخوام در این وبلاگم این واقعیت رو بگم..........................
که این افراد وقتی به روبروی هم میرسیدن منظورم (دختر ای بی حجاب و پسرا یا مردا) اصلا یابه هم نگاه نمیکردن و یا اگر نگاه میکردن مغرضانه نبود فقط بصورت عادی بود.و مثل ما نیستن که دو چشم هم قرض بگیرن و به صورت اونا زوم کنن و حتی سیر نمیشیم و از پشت هم وارسی میکنیم. واین جز واقعیت چیزی نیست و خودم چندین ساعت شاهد و نظاره گر این موضوع بودم
خیابونای ارزروم
در این شهر یک مرکز خرید A.V.Mهستش که به درد فقط پولدارا میخوره چون درسته که کیفیت اجناسش زیاده ولی خیلی لوازمش گرونه.در اینجا یک مورد رو هم بگم که چایی و فلاکس حتما" همراه داشته باشین چون قیمت هر فنجان چایی در ترکیه در حدود 3 هزار تومنه،
خوب بهر حال بعد از خرید و دوسه روز گشت و گذار در ارزروم بار سفر را دوباره بستیم و عازم ایران شدیم و بعد از گذر از جاده های پر چاله به مرز بازرگان رسیدیم و مثل قبل بازم از چند فیلتر گذشتیم و وارد شهر مرزی بازرگان شدیم.
جمع بندی مطالب
بنده در این سفرم به این نتیجه رسیدم که ایران کشور ی است که منابع و ذخایر زیادی داره و قیمت کالاهایش نسبت به ترکیه خیلی ارزونه.ولی یک مشکل اساسی که داره فرهنگ سازی هستش. که بایستی از روانشناسان و جامعه شناسان چه داخلی و چه خارجی بهره برده و فرهنگ سازی شده و مشکل جنسی افراد جامعه و جوانان حل گرددو این مشکل ، مشکل سهل و آسانی نیست و همت مضاعف مسئولین رو میطلبد . به امید آنروز در آینده نزدیک
خوب با این اوصاف ما نمیگوییم کسی بوق نزنه ولی بجا بزنه . داریم افرادی بی ملاحظه که در جلو بیمارستان بوق پیاپی میزنه و یا داریم افرادی که نصف شبی بعد از ساعات 12 شب بوق خدا حافظی پیا پی میزنه و یا افرادی دیگر که فرمان و بوق رو دست بچه ی خود میدهند و بدون ملاحظه همسایه ها شروع به تفریح میکنند . که اگر واقعا" سازنده آن میدانست اگه به این صورت از بوق استفاده و مردم آزاری میشود حتما از ساخت خودش پشیمان میشد و آن را نمیساخت. آخه قدیما کسی میخواست مردم آزاری کند ، اطرافیان کنار او وی را مذمت میکردند و او را از کارش منع میکردند ولی کو آن افراد ،به امید آنکه از آن افراد در جامعه مان زیادشود.
خوب بیایید فرهنگ ارتباط با همدیگر و همچنین مراعات حال دیگران را ارتقا داده و بالا ببریم و این فرهنگ را به کودکان خودمان هم یاد بدهیم . و امید واریم این موارد و موارد مشابه آن هم در کتابهای ابتدایی گنجانده شده تا اینکه شاهد تغییرات جدی در رفتار نسل های آینده گردیم به امید آن روز.
سفری به پیرانشهر
یکی از روزهای تابستان 91 هستش که هوس سفر به پیرانشهر به سرم زد ولی سفری یکروزه، چرا که شهر ما تا پیرانشهر مسافتی حدود 5 ساعت داره با هما هنگی های صورت گرفته با چندی از اقوام راهی این شهر شدیم البته صبح ساعت 5/30 بود که به طرف این شهر حرکت کردیم و طبق معمول باک رو پر از بنزین کردیم تا در میانه راهها دیگه بنزین نزنیم و از قبل هم تصمیماتی در مورد صبحانه و نهار گرفته بودیم خلاصه با اقدامات اولیه و هماهنگی های صورت گرفته در ساعت ذکر شده سمت ماشین مان به طرف پیرانشهر بود ولی چون خوابمان کامل نبود کمی کسل بودیم ولی چون سفر بود بایستی کسالت رو بدور میکردیم و به ظاهر هم شده بایستی شادی میکردیم .
خوب در صحبت باز شده بود بازم صحبت این و اون بود که فلانی این کار رو کرد فلانی این حرف رو گفت و چرا گفت از همین حرفهای معمول و به زبان خودمون غیبت دیگه. وبعد از کمی حرف این و اون یه سی دی شاد گذاشتیم و مدتی هم به اون گوش دادیم ولی در میان صحبت هم میکردیم.بالاخره بعد از حدود 2 ساعت و طی 125 کیلومتر به ارومیه رسیدیم. در این شهر در کنار پارکی توقف کردیم ساعت حدودای 8 بود که چند لقمه ی سیب زمینی تخم مرغ خریدیم و صبحانه رو بدینصورت از خودمون پذیرایی کردیم.
بعد از ساعت 8 بازم حرکت کردیم و میبایستی از شهر نقده عبور میکردیم از شهر ارومیه تا نقده 55 کیلومتر است و موقع رد شدن از ارومیه در میانه ی راه ،دریاچه ی ارومیه رو میدیدیم که آثاری از آب دیده نمیشد و نمک و سفیدی از دور نمایان میشد و یاد چند سال قبل افتادم که موقع عبور از این جا ، آب دریاچه به نزدیکی های جاده هم میرسید و نمایان بود. خلاصه بعد از کمی صحبت در مورد دریاچه ، و بعد از طی حدود 20 کیلومتر ، از جاده ی ارومیه ، با دیدن تابلوی نقده و پیرانشهر به طرف نقده و جاده مخصوص این شهر تغییر جهت دادیم و بعد از طی حدود 35 کیلومتر به نقده رسیدیم.
نقده شهر کوچکی هست و مردم آن از هموطنان کرد میباشند و تا آنجائیکه من میدونم فکر میکنم حدود 40 درصد هم عجم و شیعه مذهب باشند.
بالاخره از شهر نقده عبور کردیم . البته با کمی توقف کوتاه در انتهای شهر ودر یک پمپ بنزینی بدلیل استفاده از سرویس بهداشتی. و از این شهر تا پیرانشهر در حدود 50 کیلومتر هستش ولی کوهستانی . و بایستی با احتیاط رانندگی کرد. هرچند جاده اش به خطرناکی جاده ی سقز به بانه نمیرسد ولی رویهمرفته کوهستانی و کمی خطرناک میباشد. که رعایت احتیاط را میطلبد.
بعد از طی حدود 50 کیلومتر به این شهر رسیدیم ( حدود ساعت 11 صبح بود)در ابتدا و سمت راست ورودی شهر پارک مناسبی برای مسافران هست و توقف کوتاهی کردیم. وسپس جهت خرید به خیابان امام و بازار سرپوشیده و مجتمع های آن شهر رفتیم. خوب است بدانید که لوازم آرایشی و بهداشتی در این شهر زیاد میباشد. ولی قیمت و ارزونی کالا ها به ارزونی بانه نمیرسد . خوب بعد از طی ساعاتی ، و خرید حدودای ساعت 2 ظهر به پارک ذکر شده رفته ودر آنجا نهاری که از قبل تهیه شده بود رو خوردیم و کمی هم چرت زدیم ودر حدودای ساعت 4 دوباره به بازار رفتیم چون خریدمان نصفه مونده بود.و بعد از تکمیل خرید هایمان در حدود ساعت 6 عصر به طرف شهر خودمان به حرکت افتادیم.
ولی چون این وبلاگ در مورد مزاحمین خیابانی میباشد میخواهم دیدگاه خودم رو از این شهر بگویم . در این شهر بدلیل حاکم بودن فرهنگ و سنت و پایبندی به اصول قبل و محلی . این شهر نسبت به برخی از شهرها یی که فرهنگ مدرن در آن حاکم است وضعیت بهتری دارد و امید آن است کلیه شهرهایمان وضعیتی مشابه این شهر داشته و یا حتی از آن هم فراتر رفته و در سطح عالی قرار گیرند.
مسافران با گذرنامه ی ایرانی به ٢۵ کشور جهان می توانند بدون روادید سفر کنند. ورود به ١٨ کشور نیز با صدور روادید در فرودگاه یا مرز زمینی آن ها امکان پذیر است.
به گزارش سه نسل به نقل از البرز، لیست این کشورها به تفکیک پنج قاره در زیر مشاهده می شود.
آفریقا
بدون نیاز به ویزا:
جمهوری دموکراتیک کنگو
سیشل
صدور ویزا در مرز:
کیپ ورد
کومور
جیبوتی
کنیا
ماداگاسکار
موزامبیک
تانزانیا
توگو
اوگاندا
آسیا
بدون نیاز به ویزا:
کردستان عراق
مالدیو
مالزی
عمان
سری لانکا
صدور ویزا در مرز:
ارمنستان
آذربایجان
بنگلادش
اندونزی
لائوس
ماکائو
نپال
تیمور شرقی
سوریه
اروپا
بدون نیاز به ویزا:
گرجستان
کوزوو
ترکیه
آمریکا
بدون نیاز به ویزا:
بولیوی
کاستاریکا
دومینیکا
اکوادور
گویان
هائیتی
نیکاراگوئه
ونزوئلا
اقیانوسیه
بدون نیاز به ویزا:
جزایر کوک
نیووی
پالائو
ساموآ
تووالو
ایالات فدرال میکرونزی
علت عدم استفاده از لفظ( بــده) در بیانات
امروزا کمتر افرادی پیدا میشوند که از لفظ بده زیاد استفاده کنند چرا که هر نوع حرف و بیانی و گفتاری و حتی عملی را حق خود میدانند و از گفتن آن ابائی ندارند . کاش تاریخ به عقب برمی گشت چرا به عقب؟ چون حیا و حرمتی که در قبل بود حالا نیست و برخی ا ز مردم هر بی ادبی را حق خود دانسته ویا یک نوع رک گویی به حساب میاورند.
در قدیما اگر یک نفری میخواست به دیگری تمسخر کند و حقوق وی را پایمال کند . اطرافیان وی او را سرزنش میکردند و از الفاظ (بده) و نظایر آن استفاده میکردند ولی اکنون نه خود فرد اونقدر بینش دارد که خوب و بد را از هم تمیز دهد و نه اطرافیانش مانع او میشوند.و فرد با راحتی تمام هر عکس العملی رو انجام میدهد.
قبلا اگر کودکی میخواست در جمع فامیل ها حرف مزخرفی و نسنجیده ای بزند فوری پدر و مادرش برسرش داد میزدند و مانع ابراز بقیه ی حرف ناتمامش میشدند و کودک جسارت گفتن حرفهای نسنجیده را نداشت ولی اکنون وقتی کودکی در جمع حرف نسنجیده ای میگوید هم پدر و مادرش و هم اطرافیانش نه تنها مانعش نمیشوند بلکه با خنده های خودشان تشویق مینمایند که در جلسات بعدی هم از این مزخرفات بگوید و این امر نوعی تربیت خلاف عرف جامعه میباشد که نتایج زیانباری را بهمراه دارد.
در قدیم در اتوبوسی که سوار میشدی اگر کودکی روی صندلی بود پدر و مادرش او را کنار میکشیدند تا شما بنشینید ولی حالا چی؟ پیر مرد هشتاد ساله ای رو میبینی که با عصا و قامت خمیده در اتوبوس به زورمیله های اتوبوس را نگه داشته و هر آن ممکن است به زمین بخورد ولی بسوی دیگر نگاه میکنی میبینی که کودک 7 ساله ای روی صندلی پاهاشو دراز کرده و البته با یه نشستن بی ادبانه.
در این میان اگر کمی هم از نظر قامت و جسم سالم نباشی و ایرادی از نظر ظاهر داشته باشی که نگو کارت به آخر رسیده ، چرا که شاهد متلک گویی های مضاعف ، از طرف برخی نوجوانان و جوانان ابله خواهی بود. و در این میان نمیدانی از خدای خود گلایه داشته باشی یا از افراد جامعه ی خود.
اینجاست که واژه ی ( بده) خیلی ها را از فرط ناراحتی های روحی نجات میداد ولی حالا این عبارت کم رنگ شده و دیگر استفاده کمتری از آن میشود و چرا؟
به نظر شخص بنده مقصر اول خود خانواد ها هستند که از همان کودکی خوب و بد را به کودک ابراز نمیکنند.
ودومین مقصر اصلی رسانه ها و فیلم هایی که منجر به بد آموزی کودکان و نوجوانان میشوند.
و سومین مقصر نهاد آموزش و پرورش و مسئولین فرهنگی هستند که بایستی در مدارس به تربیت اهمیت زیادی داده شود.
به امید روز های خوب و شاد و پر بار